
نفهمیدم چه شد امابه یک باره دلم لرزید این بارهمان یک لحظه کافی بودکه جادوی دو چشمانتمرا در دام عشق تو بیندازدنمی دانم چرا اینگونه شد آغازکه شاید سادگی ،دیوانگی ،دلدادگی هرسهکه عقل از دیدگان من برون کردند وبا چشم دلم این بارتو را دیدم و لغزیدم به یک یارو مهرت بر دلم بنشست ای وای؟!من عاقل چرا دیوانه گشتمدگر آشفته بودم از خیالتو هر شب می نوشتم از نگاهتتمام شعر من دیگر تو بودیاگر چه تو نبودی با من اما ...شاعر: علی نجفی بخوانید...
ادامه مطلب
دلم آنقدر پر است از همه كس از همه جاپر درد است پر از حرف پر از همهمه هاتو نباشي ترك بيشتري در تنم استتو نباشي گسل ريش تري در تنم استدلم آنقدر گرفته است شبم مه داردگرگ انگار هواي زدن ده دارددلم آنقدر پ...
ادامه مطلب
دوستت دارم؛تو را به عنوان چیزهای تاریکیکه باید دوست داشت، دوست دارمدر خفا، بین سایه و روح دوستت دارمبه عنوان گیاهی که هرگز نمی شکوفداما نور گلها را در خود پنهان کرده استممنونم بابت رایحه ای که در من پ...
ادامه مطلب
تنها تو که باشی کنار من،دلم قرص است.اصلا تمام قرصها، جز «تو» ضرر دارند . . . !xa0...
ادامه مطلب
تولدم مُبارک چه حرف خَنده داری چه فایدهِ دارهَ وَقتی ، تُو گُل بَرامـ نَیاری ......
ادامه مطلب
من زانوي غم بغل نمي گيرم!من تمام بغضم را بر ميدارمميان ميدان مي ايستمومي رقصم ومي رقصم و مي رقصمآنقدر مي چرخم و مي رقصمتا مست شومتلو تلو کنان در شهر به راه بي افتمو از هر صورت مهرباني ميپرسم:شما او را نديديد؟او اينجا بودهمين جا ؛ همه جابگذار مردم خيال کنند من به مثال خودشان مست گشته امبگذار ميان...
ادامه مطلب
xa0 تمام خنده هایم را نذر کرده امتا تو همان باشیکه صبح یکی از روزهای خداعطر دستهایت،دلتنگی ام را به باد می سپارد...xa0 #سيدعلى_صالحى +xa0نوشته شده در xa0پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۵ساعتxa022:26xa0 توسطxa0behzadxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
سَعدیـا گفتی که مهرش می رود از دل ولیمهر رفتُ و ماهِ آبـان نیز آرامَم نکرد......
ادامه مطلب
xa0 تُ را دوست ندارم اَما ، وقتی که نیستی از هَر صدایی بیزارَم حتی اَگر صدای آنانی باشَد که دُوستشان دارَم چرا کهِ صدای آنان طَنین آهَنگین صدایَت را در گوشَم می شکند ، xa0 تُ را دوست نَدارم اما ، هِنگامی که نیستی غَمگینَم و به آسمان آبی بالایِ سرَت و اَخترانی کهِ تورا می بینند رَشک می برم ، xa0 تُ را دوست نَدارم اما ، نمی دانم چرا آنچهِ می کُنی در نَظرم بی هَمتا جلوِه می کُند و بارها دَر تَنهایی از خود پرسیده ام چرا آنهایی که دوستشان دارَمxa0 بیشتَر شبیهِ تو نیستَند ، xa0 تُ را دوست نَدار...
ادامه مطلب
تولدم مُبارک چه حرف خَنده داری چه فایدهِ دارهَ وَقتی ، تُو گُل بَرامـ نَیاری ......
ادامه مطلب
و اِمروز رسیدم به جمله مَعروف کتاب سَمفونی مُردگان : تَنهایی را فَقط در شلوغی می توان حِس کَرد..!...
ادامه مطلب
ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻧﻤﺎﻧﺪﻡ ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﺎﻃﺮِ ﻧﺒﻮﺩﻥِ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻣﯿﺎﻧﻤﺎﻥ ! ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪِ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻧﺜﺎﺭﺷﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ ! ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺭﺍﺩﺭ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯼِ ﭘﯿﺶِ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺎﯼِ ﺭﻭﯼِ ﻣﯿﺰ ﺍﺯ ﺭﻭﺯِ ﭘﯿﺶ ﮐﻤﺮﻧﮓ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺮِ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ! ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺍﺻﻼ ﺑﺮﺍﯼِ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺟﺎﻧﻢ ! ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡِ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺎﺳﺖ...
ادامه مطلب
چوخ یاشایامام بو دنیادا غریب اُورییم سَنی ایستیر گوزلریمین یاشی مَنه اَمان ورمییر اما من بیلمزییدیم که : یاشاییش بوقَدر چَتیندی . . ! xa0...
ادامه مطلب
ایستردیم فقط تصور اِلیَم منی سئویرسن ، آما ایناندیم..!...
ادامه مطلب
دلم برای تو تنگ شده است همان قد همیشگی فقط کمی بیشتر بازهم شبها گریه می کنم همان قد همیشگی فقط کمی بیشتر بازهم تنهاتر ام همان قد همیشگی فقط خیلی بیشتر :"( xa0...
ادامه مطلب
آشنای دیروز می دانی : دورترکه رفتیکوچکترشدم!...
ادامه مطلب